تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
[ كدام است كه منقطع نشود و كسى نتواند بردن ، و آن كيست كه او را راه زده‌اند و دنيا و آخرت از او برده ؟ جواب . شاكمونى ( 1 ) گفت : دزديده آن مال است كه ناانديشيده به غير موضع داده باشى ؛ و دزد آنكه مال ستده باشد ؛ و آنچه نيست نتواند شد ، پرهيزگارى است ؛ و چون پرهيزگارى نكنى در دنيا و آخرت ترا برده باشد . سؤال [ چهارم ] . پرسيد كه در دنيا آسوده كيست به غير فرسوده ، و توانگر كيست ، و ملبّس كيست ، و سالوس كيست ؟ جواب . شاكمونى گفت : هركه قانع است و به كفافى راضى شده آسوده است ؛ و هركه بر آنچه دارد قانع است توانگر است ؛ و صاحب لباس آن است كه تقوى شعار و صلاحيّت دثار خود ساخته است ؛ و هركه گويد پرهيزگارم و نباشد ، سالوس است . سؤال [ پنجم ] . فريشته پرسيد كه خويش كدام است و دوست كدام است . و دشمن بددل كدام ؛ و سخت‌ترين رنجها كدام است و خوش‌ترين خوشيها كدام ؟ جواب . شاكمونى گفت : خويشى كه دوست باشد كارهاى خير است ، و دشمن بددل گناه و و بال ، و سخت‌ترين رنجها عذاب دوزخ است ، و خوشترين خوشيها آنكه دنيا و دنياوى را و خود را هيچ انگارد . سؤال [ ششم ] . فريشته گفت : آن چيست كه مردم را خوش كند ، و ليكن ناخوش باشد ؛ و چه چيز است كه سود مىدارد . و ليكن مردم را ناخوش نمايد ؛ و كدام رنج است كه پرزحمت است و كدام طبيب و دارو است كه مردم را از همه رنجها برهاند ؟ جواب . شاكمونى گفت : آنچه ظاهرا خوش نمايد و ناخوش است ، دنياوى بنقد خوش است و به نظر عافيت ناخوش ؛ و آنچه سود دارد و ناخوش نمايد ]
هامش
( ( 1 ) .S ? kyamuni)