فصل [ پانزدهم ] [ شاكمونى در عبادتگاه زيت ون . . . ]
شاكمونى ( 1 ) در عبادتگاه زيت ون ( 2 ) بود . فرشتهاى آمد و سؤال كرد كه كدام تيغ كشيده است كه برهنه و زخم كننده است ، و كدام زهر است كه هركه خورد مرد ؛ و كدام آتش جانسوز است و كدام تيرگيست كه از همه تيرگيها تيرهتر است .
گفت : شمشير برهنهء برنده سخن سخت و بد است ، و زهر ديدار شاهدان است ؛ و آتش جانسوز خشم و قهر است ؛ و تيرگى بر تاريكى نادانى است .
پرسيد كدام توشه است با خود بردنى ، و آن چيست كه به دنيا حاصل شده است ؛ و كدام زره است كه از خود جدا نمىتوان كرد ، و كدام سلاح است كه هرگز كند نشود . گفت : توشهء خير و نيكى است ؛ و حاصل دنيا آن است كه بى رنج به دست آمده است ؛ و زره تحمّل و بردبارى است ؛ و سلاح عقل آخرتى است .
پرسيد در دنيا آسوده كيست ، و توانگر و ملبّس و سالوس ؟ گفت : هركه قانع است و به كفافى راضى آسوده است ؛ و هركه بدانچه دارد قانع است توانگر است ، و صاحب لباس متّقى است ، و هركه دعوى پرهيزگارى كند به دروغ سالوس .
[ روايت ديگر ( * ) ]
هامش
( ( 1 ) .S ? kyamuni)
( ( 2 ) .jetavana)
( ( * ) . روايت ديگر را به اعتبار مبسوط بودن بناگزير در بخش پايانى « فصل » اساس كه زبانى كهنتر دارد آوردم . )