[ فصل شانزدهم ] ( * ) [ در سؤالاتى كه فريشتگان از شاكمونى كردهاند ]
[ شاكمونى ( 1 ) بر عبادتگاه زيت ون ( 2 ) نشسته بود و به خلوت و سلوت متوجّه حضرت ربوبيّت . نيمشب فريشتهاى پيش او حاضر شد چنان كه از پرتو نور او خانه و ديوار را منوّر كرد ، و با شاكمونى گفت : سؤالى چند دارم ، مىخواهم كه به شرف جواب مستسعد گردم . شاكمونى اجازت داد .
سؤال . كدام تيغ است كه كشيده است و برهنه و زخمكننده است ؛ و كدام زهر است كه [ هركه ] خورد مرد ، و كدام آتش جانسوز است و كدام تيرگى است كه از همه تيرگيها تاريكتر ؟ !
جواب . شاكمونى گفت : شمشير برهنهء برنده سخن سخت و بد است ، و زهر ديدار خوبان و شاهدان است كه دل مردم به صحبت ايشان ميلان نمايد ، و آتش جانسوز خشم و قهر است ؛ و تيرهتر از همه تاريكيها نادانى است .
سؤال [ دوم ] . كدام توشه است با خود بردنى ، و آن چيست كه به دنيا حاصل شده است ؛ و كدام زره است كه از خود جدا نمىتوان كرد ، و كدام سلاح است كه هرگز كند نشود ؟
جواب . شاكمونى گفت كه توشه و ذخيرهاى كه با خود مىبايد برد خير و نيكى است ، و حاصل دنيا آن است كه بىرنج مردم به دست آمده است ، و زره كه وقايه و حافظ وجود است ، تحمّل و بردبارى است ؛ و سلاح كه هرگز كند نشود عقل آخرتى است .
سؤال [ سوم ] . فريشته پرسيد كه دزد كيست و دزديده چيست ، و آن مال ]
هامش
( ( * ) . اين بخش از نسخهء « با » گرفته شد . و سرانجام با نسخهء « تا » سنجيده شد . )
( ( 1 ) .S ? kyamuni)
( ( 2 ) .Jetavana)