جدا مىبايد شد . پس كار دنيا و سود و زيان به جدّ مگير ، و در چشم خود وقع و وقار منه . حاصل كردارها آن است كه [ نمودارى از آن گفته شد ] جفاى جهان بىوفا دانستى . پس در خيرات و حسنات مسارعت نماى ، و ايشان را از كار و كردارهاى بد نهى و نفى كن تا ثواب يا بى و [ از تردّد و آمد شد دنياى دنى ] رستگار گردى . ]
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: محمد روشن
ص١٤٨