تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
[ ديگر هركه با شخصى دوستى كرده باشد و هوا و وفاى او ورزيده ، اين شخص قصد هلاك او كند ، در دوزخ بيشه‌اى است استرون ( 1 ) نام يعنى درخت شمشير ، او را در آن دوزخ كنند و تن او به اين شمشيرها مىبرند ، و جثهء او را گرگ و شغال از هم مىدرند . ديگر كسى كه مال مردم بناحق و ناواجب بخورد و ببرد ، در دوزخ كوهى آهنين است [ برگ 48 با ] كه آتش از او مىوزد نام آن . . . آن كوه به گلويش فرو مىرود بامداد و شام از زيرش به دررود ، و هرروز هم‌چنين . . . مادام او را از داهيهء آن سوزش عذاب و عقاب بود . ديگر جماعتى كه پيوسته در شكار باشند هم در دوزخ تيه استرون باشند . ديگر آنكه در آب شكار ماهى كند در دوزخى است نام آن ويترون ( 2 ) از آب مس گداخته ، در آنجا مىسوزند . ديگر هركه دوبار سود كند و بيش بستاند و كم دهد ، او را در دوزخ در زير چرخ آتشين هم چون آسيا مىگردانند . ديگر هركه مدرسه و رباط و پل و عبادت‌خانه‌هاى ديگران از آن مذاهب مختلف خراب كند و گويد اين به چه كار مىآيد ، و اين مال بر اين موضع خرج كرده است ، كاشكى بخوردى و بدادى و مردم را از گدايى منع كند ، در دوزخ راهى است مملوّ به كارد و شمشير و ناوك و ناچخ ، و او در آن راه رود ، و همه اندامهاشان بريده مىشود و [ او كور ] باشد چندان‌كه پيشتر مىرود زخم بيشتر مىخورد و در اين عذاب و عنا جاودان بماند . ديگر هركه صورت درويشان گرفته باشد و ظاهر به زىّ ايشان آراسته ؛ و رسم قدم و سيرت درويشان نگاه ندارد و چاپلوسى و سالوسى و زرق و تمويه پيشه دارد ، در دوزخ بگندد و كرم در او افتد و او را بخورد همچون نجاست . ديگر كسى كه در راه رود كه مور و كرم و ديگر حيوانات كه بر روى زمين مىبيند و مىكشد ، و از آن به پرهيز و توبه نكند و به قصد بيشتر كشد ، او را ]
هامش
( ( 1 ) .Asipatravana) ( ( 2 ) .Vaitaran ? i ?)