[ باشد ، و فرهنگ و راه خدا به او نموده باشد ، [ قصد كند ] يا برنجاند ، همه در دوزخ اويش روند بىشكّ و شبهت ؛ و در اين دوزخ استخوانهاى دوزخيان چون دقيق غبارى شود ، و به سموم دوزخ باز درست شود .
معنى اويش انگشت بر هم زدن است يعنى چندانكه انگشت بر هم زنى با خشم آنجا خوش نباشد ؛ و عمر اهل اين دوزخ يك كلپ ( 1 ) باشد . اكنون بعد از اين بهشت و دوزخ جماعتى ديگر ذكر دوزخها مىكنند ، و بدين موجب مىگويند دو خصم كه از بهر دنيا روى به يكديگر آورده باشند ، و هريكى به حيلت سعى و جهد مىكنند كه بر ديگرى ظفر يابند ، و لشكريان و متعلّقان يكديگر را مىكشند ، در دوزخى روند كه آنجا ناخن ايشان همچون شمشير تيز برّان باشد و يكديگر را مىدرند ؛ و پيوسته در اين عذاب و عقاب مىباشند ، و ناخنشان سلاح جنگ بود ، و نام آن قوم ايسنك ( 2 ) است ، يعنى شمشير ناخن .
ديگر هركه با زن مردم دوستى كند ، و با بندگان او فساد و خيانت بسگالد ، در دوزخ درختى است نام آن سال ملى ( 3 ) ، همچنانكه شاخ آهن آتشين كه از كوره بيرون آورند و بر او خارها باشد هريك شانزده انگشت ( 4 ) آتشى ، و چون اين مردم دوزخى در زير آن درخت باشند ، آن زن را كه دوست داشته باشد ، بر بالاى درخت بيند ، و چون خواهد كه به بالا رود ، خارها همه سر زير كند و در اندام او مىخلد ، و چون او بر بالا رود ، زن به زير درخت بماند و چون خواهد كه به بالا رود ، خارها همه سر بر بالا كنند و در اندام او مىروند ؛ و تا آنجا باشد در اين عذاب و عنا بود ؛ و چون مدّت عذابش به آخر رسد ، آن زن را چون ديوى بيند كه آتش از دهانش بيرون مىآيد . چون پيش او رود مانند ديو دهن باز كند كه او را فرو برد . او فرياد برآورد كه من توبه كردم . پاك شود و از آن دوزخ خلاص يابد . ]
هامش
( ( 1 ) .Kalpa)
( ( 2 ) .Asinak)
( ( 3 ) .S ? lmal)
( ( 4 ) .angus ? t)