[ ذكر اهل دوزخ رورو ] ( * ) ( 1 )
[ هركه از نفس و زبان و دل او مردم در زحمت باشند و دروغ و بهتان بر مردم بندند ، بدين دوزخ روند ؛ و هركه بر مردم حكم كند به امر و نهى ، و بر خود و بر كسان خود نپسندد و بر ديگران حسد برد ؛ و آنكه در امانت خيانت كند در اين دوزخ همه را به تيغ قصاص پارهپاره مىكنند ؛ و سگان و كلاغان و زاغان و ماران و بومان مىخورند ، و ايشان از پهلو به پهلو مىگردند ، و اين حيوانات ايشان را مىخورند و در آتش مىسوزند . ]
[ ذكر اهل دوزخ مهارورو ( 2 ) ]
[ هركه مال وقف و مال عبادتخانهها و مال درويشان و پيران و برهمنان و زنان بيوه و يتيمان و بيچارگان تصرّف كند ، و اگر كسى در حمايت او رود ، قصد هلاكت او كند ، در اين دوزخ باشد ؛ و اين دوزخ را گرمى و سخونت زيادت از دوزخهاى سابق بود ، و از باد سمومش موى از اندام و زبان از كام فرو ريزد .
اهل آن دوزخ در ناله و فرياد باشند . ]
[ ذكر اهل دوزخ اويش ( 3 ) ]
[ هركه دشمن مردم كامل و مكمّل صاحبدل باشد ، و با ارباب سعادت و اصحاب دولت بد باشد ، و در حقّ ايشان بدى سگالد و گويد شيطانى ايشان را رحمانى من زايل كرد ، و پسرى كه مادر و پدر را بكشد كه او را ادب آموخته ]
هامش
( ( * ) . اين بخش و « ذكر . . . » هاى سپسين را از نسخهء « با » برگرفتم و آوردم . )
( ( 1 ) .Raurava)
( ( 2 ) .Mah raurava)
( ( 3 ) .Avici)