[ هرچه در اين جهان مىرود مىدانم و از بهر اهل دنيا مىگويم كه هركه هست او را افعال و اعمال چه مكافات است ، و هرچه گويم شما را چنان بايد كرد كه هم من مىدانم كه چنين مىبايد كرد ؛ و هم پيغامبران متقدّم گفتهاند در سوابق ايّام و سوالف اعوام كدام كردار كردنى است و كدام ناكردنى . اكنون در مكافاتها سخن گويم تا گردش تناسخها بدانيد . ]
[ ذكر اهل دوزخ ضيرو ] ( * ) ( 1 )
[ و كسى كه مال ديگرى برد اهل اين دوزخ بود ، آنكه به نادانى يا از ترس و قهر كسى را بكشد ؛ كسى كه حيوانى اهلى يا وحشى چون گوسفند و مرغ و غير آن در خانه بپرورد ، و از حرص [ و ] شهوت طعام او را بكشد و بخورد ، و هركه به نفس و دل و زبان خلايق را رنجاند و به تنها بد كند ، اين همه قوم در دوزخ ضيرو روند ؛ و معنى اين لفظ موجب مدّت توقّف باشد بسيار سال در اينجا . ]
[ ذكر اهل دوزخ كالسوتر ( 2 ) ]
[ هركه مادر و پدر و برادران و خويشان را قصد كند ، و با ايشان دروغ گويد و غيبت و نمّامى و افترا و بهتان نهد بر مردم ، به دوزخ كالسوتر رود . و در اين دوزخ گنهكاران و مجرمان چون چوب پاره مىبرند و باز هم مىآيند و باز مىبرند ، و توقّف و درنگ در اين بيشتر از پيشين دوزخ بود . ]
هامش
( ( * ) . اين بخش و بخشهاى آينده از نسخهء « با » گرفته شده است . - به نسخهبدلهاى « تا » بنگريد . - )
( ( 1 ) .Sam ? ji ? va)
( ( 2 ) .K lasu ? tra)