تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

فصل دوم در ولادت شاكمونى « 1 »

در ايّام [ متقدّم و زمان ] ماضى پادشاهى در زمين هند بود نام او شدودن « 2 » ، كه معنى آن مردى پاك اندرون باشد ؛ و تختگاه و مسقط رأس او شهر كپلواس « 3 » بود ، و خاتونى داشت نام او ماهامايا « 4 » ، يعنى بزرگى كه چنان‌كه هست او را نشناسند . اين زن شبى [ به وقت غنودن ] به خواب ديد كه ماه و آفتاب را بخوردى ، و دريا را به يك دم دركشيدى ، و كوه قاف « 5 » را [ به زير ] بالش ساختى و بخفتى . چون بيدار شد ، اين خواب با شوهر شدودن بگفت . او [ معبّران و حكيمان حاضر گردانيد و تعبير اين خواب پرسيد . ايشان بعد از تأنّى و تفكّر بسيار باتّفاق گفتند كه اين خواب دلالت مىكند بر آنكه ] او را پسرى شود كه پادشاه جهان بود ، يا بت بود كه همه جهان او را سجده كنند . بعد از آن چون مدّت آبستنى او از نه [ ماه ] بگذشت و به ده رسيد ، ماهامايا به اسم تماشا به باغى رفت ، و به دست راست با شاخ درختى بازى مىكرد در اين حال پسرى از او در وجود آمد بيرون شهر مهابد « 6 » كه مولد و منشأ شاكمونى است و مسقط راس و وسط بلاد هند ، و در همان ساعت هفت گام به زمين برفت ، و در هرگامى گلزارى شكفته شد و گنجى مخفى ظاهر گشت ؛ و از چهار جهت نگاه كرد و گفت : اين زادن من زادن بازپسين است و مرتبهء آخرين ، ديگر نخواهم زاييد ؛ چه مرا ديگر دنيا نيست و ديگر باز نخواهم آمد . پاك و روحانى شده مىگذرم و به عالم خود بازمىگردم .
هامش
( 1 ) .S ? kyamuni( 2 ) .S ? uddhodana( 3 ) .Kapilavastu( 4 ) .Mah - M ya( 5 ) .K ? f( 6 ) .Mah bhodhi