تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

فصل سيم [ در نشانه‌ها و علامات مرد كامل به قول بخشيان ]

حكما و اطبّاى هند آورده‌اند كه سى و دو علامت دليل تمامى خليقت و نيكويى تركيب بود كه پيغامبران را بايد كه باشد ؛ و در شاكمونى « 1 » همه موجود بود ؛ [ نخست ] بايد كه هردو پايش همسان و بقد و نرم باشد ؛ [ دوم بايد كه ] ميان انگشتان دست و پاى بسته باشد ؛ [ سيوم بايد كه ] طراوت [ و نضارت ] دست و پاى در جوانى [ و پيرى ] يكسان باشد ؛ [ چهارم آنكه ] لبها باريك و هموار [ باشد ] و لطيف ؛ [ پنجم آنكه ] برو دوش پهن و هموار و بزرگ [ باشد ] ؛ [ ششم آنكه ] چون شير سينه پهن و ميان باريك ؛ [ هفتم آنكه ] چهل دندان دارد هموار ، محاذى و موازى يكديگر ؛ [ هشتم آنكه ] دندانش سفيد و ميانه قد باشد ؛ [ نهم آنكه ] زبان سرخ و دراز [ بود ؛ چنان كه تا به رويش برسد ] ؛ [ دهم آنكه ] آوازش به همه‌جاى برسد ؛ [ يازدهم آنكه ] بينىاش هموار باشد نه دراز و نه كوتاه ؛ [ دوازدهم آنكه ] مژگان دراز [ باشد ] ؛ [ سيزدهم آنكه ] چشمها به رنگ لاژورد [ باشد ] ؛ [ چهاردهم آنكه ] ميان دو ابرو بر پيشانى نشانى بود چون گوهر سرخ ؛ [ پانزدهم آنكه ] پيشانى مانند تختهء زر [ باشد ] ؛ [ شانزدهم آنكه ] همه تن چون درخت نيكرود « 2 » باشد ، و آن درختى است تمام شاخ و بال ؛ [ هفدهم آنكه ] ميان سرش چون قبّه‌اى بود ، و ميان سر او نتوان ديد ؛ [ 345 ] [ هجدهم آنكه ] ساقهاش گرد و راست [ باشد ] ؛ [ نوزدهم آنكه نرمى و انعطاف بند و گشاد اندامش چنان بود ] كه همه اندامها به يكديگر تواند رسانيد ؛ [ بيستم آنكه ] انگشتهاش دراز [ باشد ] و سرانگشت باريك ؛ [ بيست و يكم آنكه ] ناخنهاش به رنگ مس [ پاك باشد ] ؛ [ بيست و دوم آنكه ] دستهايش
هامش
( 1 ) .S ? kyamuni( 2 ) .Ni ? kru ? d