تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
بعد از آن چهار فرشته كه دعوى خدايى مىكنند : ماهيشور « 1 » و وشن « 2 » و برهما « 3 » و اندر « 4 » بيامدند بر سبيل دايه و قابله ؛ و اين بچه را بگرفتند ، و به آب باران كه از آسمان مىباريد ، آبى فاتر بشستند ، و در آن وقت آواز سازها از طبل و ابريشم و غيره از بالا به گوش مردم مىآمد ، [ و هيچ‌كس ندانست كه از كجا مىآمد ، ] و از آسمان گل مىباريد . پس آن چهار فرشته محفّه آوردند و مادر و پسر را در آنجا نشاندند [ و پيش پدرش شدودن « 5 » بردند . ] پادشاه بعد از اختبار [ و استبشار ] منجّمان را احضار فرمود تا به احتياط تمام طالع و عاشر و اوتاد استخراج كردند ؛ و كواكب سيّاره و مبخره در زايجه مقوّم گردانيد . [ و بعد از اعمال در احكام شروع پيوستند و گفتند : دلايل نجومى و براهين هندسى در اين وقت اقتضا مىكند كه ] اين پسر يا پادشاه [ چهار ركن ] عالم شود يا بت و صنم بود كه [ معبود و ] مسجود خاص و عام گردد . [ و شدودن را چنان بايست كه پسرش پادشاه باشد ، و تخت و جاى و خانهء او نگاه دارد ، كه اگر بت شود ترك دنيا گيرد ، و ملك موروث و مكتسب از دست برود . ] بعد از آن اين پسر را به بتخانه بردند تا صورت آن چهار فرشته را [ كه آنجا بودند ] سجده كند . [ چون در بتخانه رفت ] ، اين چهار صورت فرشتگان مصبوغ از زر و سيم و سنگ و چوب او را سجده كردند . خلايق [ در آن حال ] متحيّر [ و مبهوت ] ماندند و گفتند : خدايان ما او را سجده مىكنند . پس او هراينه خداى خدايان ما باشد ، و او را سروارت سد « 6 » نام نهادند ، يعنى تمام نفس و تمام كار . چون چهار ساله شد شدودن بفرمود تا او را هنرها و علمهاى [ پادشاهان ] آموزند ؛ [ و اديبان ] و برهمنان [ بسيار جمع شدند و ] خطوط مختلف به دو
هامش
( 1 ) .Mahes ? vara( 2 ) .Vis ? n ? u( 3 ) .Brahm( 4 ) .Indra( 5 ) .S ? uddhodana( 6 ) .Sarv rthasiddh'a