اشهر و اعوام اندراس و انطماس يافته ؛ و در اين دور آنچه ذكر و نام ايشان در كتابها مسطور است و آثار آن بر صحايف روزگار مانده اينهااند ] از ابتداى طوفان بادركلپ ( 1 ) هفت نفر آمدهاند ، و معنى بادر ( 2 ) نيكو است ، و معنى كلپ ( 3 ) طوفان ؛ و به سبب آن طوفان نيكو خوانده است كه از ابتداى هرطوفانى تا ابتداى طوفان ديگر يك نفر پيغامبر آمده است ؛ و در اين طوفان يك هزار پيغامبر خواهند آمد .
از جملهء ايشان هفت نفر آمدهاند : نخستين را نام ويپشى ( 4 ) بوده ، يعنى آنچه ديگران نبينند او مىبيند و مىداند ؛ دوم شيخى ( 5 ) ، يعنى هيچكس تارك سر او نمىبيند ؛ سيوم و سويد ( 6 ) ، يعنى دستش به همهجايگاه مىرسد ؛ [ چهارم كراكوهند ( 7 ) يعنى آواز او به همهجاى مىرسد ] ؛ پنجم كنكمون ( 8 ) يعنى به دل و زبان پاك و صافى همچون زر طلا ؛ ششم كاشيپ ( 9 ) يعنى همه خلايق را به لطف به خود مىكشد تا از زحمت دنيا خلاص دهد ؛ هفتم شاكمونى ( 10 ) يعنى پادشاهى كه درويشى اختيار كرده بود .
و كمالشرى بخشى ( 11 ) از شاكمونى نقل مىكند كه همه پيغامبران يكىاند در معنى و هرچند سال بازمىآيند و دين خود تازه مىگردانند ؛ و همه پيغامبران يك سخن گفتهاند كه معانى جمله كتاب ابدرم ( 12 ) بر آن مشتمل است . پس چون مكاتب دين شاكمونى ايراد كنيم از آن همه پيغامبران ذكر كرده باشيم ؛ [ و چون اين مقدّمه تمام شد باز به سر سخن رويم . ]
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: محمد روشن
ص١٠٥