برهما را بت ساختهاند ؛ و تقرير مىكنند كه ماهيشور را سه چشم است : يكى خورشيد و ديگرى ماه و سه ديگر آتش ، و اتباع ماهيشور سماع و رقص بسيار كنند ؛ و تابعان ماهيشور [ و ] وشن ارباب رياضات [ و اصحاب مكاشفات ] باشند ، و نجاح و فلاح در گرسنگى دانند .
و تابعان برهما ( 1 ) آتشپرست باشند و براهمه همه از اين طايفهاند ؛ و زعم طايفهء ماهيشور ( 2 ) و وشن ( 3 ) و برهما چنان است كه آفتاب هرماه به لون ديگر مىتابد ، و در سالى دوازده آفتاب برآيند هريكى به رنگى ديگر ، و در هر سال و نيم شمسى يك ماه قمرى زيادت آيد آن را آفتاب سيزدهم خوانند ؛ و در ميان اين هرسه طايفه جماعتى باشند كه اين آفتاب سيزدهم را مىپرستند ؛ [ و مىگويند كه معبود است ؛ سبحان ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون ] .
و برهمنان ( 4 ) تقرير مىكنند كه همه تابعان [ ماهيشور و ] وشن و برهما چهار نوعاند . بعضى از پيشانى زادهاند ، و ايشان برهمنان و حكيمان و داناآن ؛ و بعضى از سينه [ زادهاند ] و ايشان پادشاهان و امرا و سپاهياناند ؛ و بعضى از ناف [ در وجود آمدهاند ] و ايشان [ برزگران و ] مزارعان [ و صنّاع ] و محترفه [ اند كه نان حلال مىخورند ؛ ] و بعضى از فرج [ در وجود آمدهاند و ] ايشان رنود و اوباش و [ خمرى و زنطارى و عكارى و خرافى ] باشند .
و اصحاب شاكمونى ( 5 ) گويند [ ماهيشور و وشن و برهما ] از حال خود چنان واقف [ و بينا ] و دانا نيستند كه شاكمونى از حال ايشان ؛ و شاكمونى پيغامبر رحمت [ و لطف و عاطفت ] است ، و ايشان پيغامبران قهراند ، و هنوز شيطنت در ايشان باقى بوده براى عجب و خودبينى ، چه ماهيشور مىگويد كه من آفريدگارم نعوذ باللّه منه .
و وشن مىگويد كه من مردم بد را بكشم و مردم نيك را نگاه دارم ، و رسوم
هامش
( ( 1 ) .Brahma)
( ( 2 ) .Mahes ? vara)
( ( 3 ) .Vis ? n ? u)
( ( 4 ) .Brahmane)
( ( 5 ) .S ? kyamuni)