تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و خزاين و پادشاهى بگذارند و صحبت وش ( 1 ) پيغامبر كه در آن وقت بود اختيار كنند . و در آن عصر پادشاهى ديگر باشد درب ( 2 ) نام ، آتش پرست ، و او را از آتش دخترى در وجود آمد ، دروپت ( 3 ) نام او نهد ، و به حسن عديم المثل و بعيد النظير بود . پادشاه گويد كه اين دختر به كسى دهم كه او كمان ماهيشور ( 4 ) كه پيش من است بكشد . اين آوازه در عالم فاش شود . آن صد [ پسر ] بيايند تا آن كمان بكشند . مقدور ايشان نبود . اين [ پنج ] پسر آنجا برسند . از ايشان ارزن ( 5 ) كمان بردارد [ سجود كند ] و بكشد ، و از آن تير بر نشانه زند ؛ و دختر را بستاند و برود ؛ و اين دختر در شب پنج زن مىشود و در پيش هرپنج برادر مىخسپد ؛ و در روز همان يك دختر باشد . بعد از آن پادشاهى در ديگر طرف باشد نامش الات ( 6 ) ، و زنى دروپت نام دارد . اين پنج برادر را ملازم زن الات گردد ؛ و اين پادشاه را با صد برادر كه كورو ( 7 ) نام دارند جنگ و جدال افتد . از ميان لشكر [
r
343 ] اين پنج آواز برآرند كه ملك از آن ما است ؛ و هرتير كه ارزن در كمان نهد ده شود . چون بيندازد صد شود ، و چون بر هدف و لشكر و خصمان آيد ، هزار باشد ؛ و به مدّت هجده روز تمامت لشكر از صد پسر شكسته و كشته شد ؛ و در اين حال وش ( 8 ) پيغامبر در ميان لشكر پسران پنجگانه باشد و به آواز بلند گويد : هركه جنگ كند به بهشت رود ، و آنكه به جنگ خصمان روز معركه كاهلى نمايد به دوزخ رود . چون اين پنج پسر ظفر يابند پادشاهى بر ايشان معيّن و مقرّر گردد ، و الات خدمتگار ايشان بود ، و اين جنگ در آخر دور دواپريوگ ( 9 ) بود ، و السّلام .
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 91 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى