قربان او قبول . س 14 : اساس قتل و ظلم او نهاد ، « عدوان » ندارد . س 15 : سل : صد سال بگريست . س 15 و 16 : سل : صحبت كرد از او پسرى در وجود آمد . س 16 : سل :
« و آن روز از عمر آدم گذشته » ندارد ؛ سل : و به قول نصارى آن روز از عمر آدم گذشته بود . س 17 و 18 : سل : به قول اين دو طايفه آدم نهصد و سى سال بزيست . س 19 :
تو ، تا : اصلى خود بهشت . س 19 و 20 : سل : فرزندان او در دست عالم كون و فساد بماندند .
ص 23 س 1 : سل : پسر آدم شيث ، شيث پسرى آورد ، « نام كرد » ندارد . س 1 و 2 : سل : و زمان عمر او به قول نصارى . س 2 : تو : به قول نصارى دويست و پنج سال بود و به قول يهود صد و پنج سال . س 3 : سل : و به هر دو راى تمامت نهصد و دوازده سال بود . س 4 : سل : پسر شيث انوش را پسرى آمد نام اقيان و در آن وقت ؛ تو : پسرى در وجود آمد . س 6 : تا : و باتفاق فريقين مجموع عمر او نهصد و شصت و پنج سال بود ؛ س 6 : تا ، سل : باتفاق نصارى و يهود هشتصد و شصت و پنج سال بود . س 7 : تا : او را مهلاييل نام نهاد ؛ س 7 : تو : پسر انوش قينان را پسرى در وجود آمد او را مهلاييل نام نهاد و در آن زمان از عمر قينان ( حرفها بىنقطه ) به قول نصارى صد و هفتاد سال و به قول يهود هفتاد سال گذشته بود و مجموع عمر او نهصد و ده سال ؛ سل : پسر قينان مهلاييل را پسرى در وجود آمد و او را يا رد نام كرد و پسر مهلاييل يا رد را پسرى در وجود آمد و يا رد او را اخنوخ نام كرد . س 9 : تا : و لكن مجموع عمر او باتفاق نصارى و يهود . . . ، متن از اين نسخهء « تا » گرفته شد . س 13 : سل : يا رد اخنوخ و او هرمس است . س 13 : سل : ادريس النبى نام كردند . س 13 و 14 : تا : عرب او را ادريس النّبى خواند كه مقام او . س 15 تا 20 : سل : پسرى آورد متوشلخ نام و مدّت عمر او سيصد سال بود پسر اخنوخ متوشلخ پسرى آورد او را به زبان عرب لامخ گويند ؛ تو : از پسر اخنوخ متوسلح پسرى آمد او را لامخ نام كرد . س 15 : تا : بر طاعت و عبادات مواظب بود و پسرى آورد متوسلح نام مدّة عمر او سيصد سال بود . پسر
جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: محمد روشن
ص١٢٥