تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
رسم ديلميان بوده است . نبود كار آنها پوشيده مىماند . كار آنها بالا گرفت و راه‌زنىها مىكردند و در نهان دشمنان خويش را مىكشته‌اند و اگر كسى از ايشان مىترسيد و با آنها دوستى مىكرد تازه به شركت با آنها متهم مىشد و اين ننگى بود كه شسته نمىشد . نخستين كسى كه كشته‌اند نظام الملك بود ، چنان‌كه پادشاه كرمان را رعايا به اين امر متهم كردند و بكشتندش و كسى ديگر را به جاى او برگزيدند .
شرح
( 56 ) اندجرود ص 90 س 18 اندجرود در نسخهء مجمع م قصبه خوانده شده است . و آن نام يكى از رشته‌هاى طرف راست رودخانهء شاهرود الموت است و آبادىهاى : كوچنان ، دك ، اندج ، كندانسر ، ملاكلايه ، سنگ كلايه ، در كنار آن است . اين رود آبش در شهرك الموت به شاهرود مىريزد ( س ) . ( 53 ) رساموج يارشاموج ص 90 س 15 و ص 91 س 11 در تاريخ يمينى ( چاپ 1272 ، ص 263 ) و الفتح الوهبى ( ج 2 ، ص 2 ) از رساموج بن شيرمردان ديلمى ابن اخت عظيم الديلم كه هم زمان ما كان و اسفار و قابوس بوده است ياد گرديده ( نيز - « بخش غزنويان » جامع التواريخ ص 135 ) در تاريخ طبرستان مرعشى ( ص 21 و 138 چاپ دوم ) و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ( ص 285 و 288 و 291 ) از رشاموج ياد شده . در تاريخ اولجاتيوى ابو القاسم كاشانى از رشاسالار ياد گرديده است . ( 55 ) كالحدها ( ؟ ) ص 90 س 15 و ص 91 س 8 اين كلمه در نسخه‌ها خوانده نمىشود ، چنان‌كه آقاى منوچهر ستوده گفته‌اند شايد « كالخدا » باشد و از آن خداوند كال يا قلعه خواسته شده باشد و شايد هم تحريفى از باكالنجار يا باكاليجار باشد . در تواريخ چندين كس بدين نام ياد شده‌اند - ( تاريخ طبرستان مرعشى ، ص 143 و 144 و 164 و 194 ؛ تاريخ طبرستان ابن اسفنديار : ج 2 ، ص 7 و 47 و 48 و 62 ، مازندران و استراباد رابينو ، ص 69 و 135 و 141 و 148 در متن انگليسى ؟ ؟ ؟ ؟ النقض ، ص 79 ؛ مجالس المومنين در سرگذشت پادشاهان طبرستان ( مجلس 8 جند 7 ) . ( 54 ) لامسالار ص 90 س 15 و ص 91 س 11 اين كلمه شايد صورت ديگرى از رامسالار باشد . ( 52 ) نظام الملك و سحنه ص 90 س 13 و ص 90 س 9 در الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 503 چنين آمده است : و فيها فى شعبان توجه الوزير نظام الملك الى الجامع فوثب به الباطنية فضربوه بالسكاكين و جرح فى رقبته فيقى مريضا مدة ثم برأ و اخذ الباطنى الذى جرحه فسقى الخمر حتى سكر ثم سئل عن اصحابه فاقر على جماعة به مسجد المامونية فاخذوا و قتلوا نيز - يادداشت‌هاى قزوينى ، ج 4 ، در كلمهء سحنه . ( 58 ) فاليس ص 91 س 9 در تاريخ گيلان مرعشى ( ص 235 ) از قلعه پاليس و طالقان و در
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى ) — صفحة 171 | رشيد الدين فضل الله همدانى / محمد تقى دانش پژوه و محمد مدرسى