خرافات بىمعنى بسيار گفتند ، و همه به كذب [ و بهتان ] عايد ، و به دروغ [ و افترا ] راجع .
و همچنين عموم نزاريّه و اسمعيليه در عدد آبا ميان حسن و نزار به دو گروه شدند : يك قوم گفتند ميان ايشان سه پدر بودند ، بايد كه ايشان را به امامت ياد [ كنند ] . گويند اسمشان معلوم نيست بر اين جمله الحسن بن القاهر بقوة اللّه بن [ المهتدى ] بن الهادى [ بن ] المصطفى نزار بن المستنصر باللّه .
و ديگر قوم گفتند ميان ايشان دو پدر بيش نبودند ، چه القاهر بقوة اللّه خود لقب اين حسن بوده و انتساب او چنين كنند الحسن بن [ المهتدى ] ابن الهادى بن نزار .
و در عرف اين طايفهء نزاريّه ، شهرت اين حسن به على ذكره السّلام بودى .
بيت
غم را كجا وجود بماند چو ما بريم * نام محمّد بن على ذكره السّلام
و اصل ايراد اين لقب بر آن شخص ، اوّل دعايى بوده است كه به ايّام او به هم مىگفتهاند ، بعد از آن لقبى مشهور شده .
و نزاريّه تا بدين متّهم نشدند عبّاسيان بر ايشان دست نيافتند . چون از حسن اين حال صادر شد ، موجب تشنيع و تقريع ايشان گشته ، و دلهاى اهل اسلام و ايمان از ايشان برميد و ملول و نفور شدند ، و تمامت اهل مذاهب اسلامى همّت بر كسر حال ايشان مقصور داشتند ، تا خاندان ايشان بكلّى برانداختند .
و بر جمله حاصل اين مذهب حسن و سرّ دعوات او سراسر بر قاعدهء فلاسفه است به مسلمانى آميخته ، از بهرآنكه عالم را قديم گفتند ، و زمان را نامتناهى ، و معاد روحانى ، و بهشت و دوزخ و ما فيها همه را تاويل كردهاند كه معانى آن وجوه تاويل روحانى است . پس بنابراين اساس گفتند كه قيامت نيز در آنوقت [ است ] كه خلق با خداى رسند ، و دقايق حقايق و بواطن خلايق