تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
كردند . و او چون متفرّد و مستبد گشت ، رفيقان را بر اطلاق اين جرايم عتاب و عقاب نمىكرد ، بل كه بعد از چند سال رسوم شرعى و قواعد اسلامى كه از عهد سيّدنا باز التزام آن نمودندى ، مسخ و فسخ جايز مىداشت و تغيير و تبديل مىكرد . و معهود و معتاد چنان بودى كه حسن روز جمعه از خانه بالاى منبر آمدى و خطبه كردى ، و بعد از اداى نماز و امامت به همان راه بازگشتى . در هفدهم رمضان سنهء تسع و خمسين و خمس مايه بفرمود تا اهالى ولايات خود را در آن روزها به الموت استحضار كردند ، در ميدان مصلّى مجتمع شدند ، و چهار رايت بزرگ از چهار لون سپيد و سرخ و زرد و سبز كه آن كار را مرتّب كرده بودند ، بر چهار ركن منبر نصب كردند . او بر منبر رفت كه روى به سمت قبله داشت ، و به رفيقان چنان نمود كه از نزديك مقتدا يعنى امام موهوم كه مفقود غير موجود بود ، در خفيه پيش او كسى رسيده است . و به عبارت ايشان خطبه آورده در تمهيد قاعدهء معتقد ايشان ، و بر سر منبر فصلى فصيح و بليغ ايراد كرد ، و به آخر خطبه گفت : امام زمان شما را درود و ترحّم فرستاده است ، و بندگان خواصّ گزيدهء خويش خوانده ، و بار تكليف شريعت از شما برگرفته ، و شما را به قيامت رسانيده . و آنگاه خطبه‌اى به لغت عربى ايراد كرد ، چنان كه حاضران رقّت آوردند ، به اين اسم كه سخن امام است . و يكى را كه بر عربيّت آگاه بود بر پايهء منبر نصب كرده بود تا ترجمهء آن الفاظ به پارسى با حاضران مىگفت [ 53 ] و تقرير مىكرد . و مضمون خطبه بر اين منهاج كه حسن بن محمّد بزرگ اميد خليفه و داعى و حجّت ماست ، بايد كه شيعهء ما در امور دينى و دنياوى مطيع و متابع او باشند ، و حكم [ او ] محكم دانند ، و قول او قول ما شناسند ، و بدانند كه مولانا ايشان را شفيع شد ، و شما را به خدا رسانيد . و از اين نمط فصلى مشبع برخواند ، و بعد از انشاد و ايراد از منبر فرود آمد