حافظ ، فقيه و جهانگردى بود كه مدتها در مصر ماند و كتابهاى فقه و حديث خود را در آنجا نوشت . . . ( معجم المؤلفين ، ج 4 ، ص 45 ) .
دو ابن عدى معروفند : يكى ابو احمد عبد الله بن عدى ( متوفاى 323 ) است كه محدث ايرانى از مردم جرجان بود و كتاب « كامل » در جرح و تعديل از اوست ولى چون ابن عدى دوم در اين سال 363 درگذشته حتما براى حاجى خليفه شبهه پيش آمده و اين دو با هم اشتباه شدهاند .
ابن عدى دوم ابو زكريا يحيى بن عدى منطقى نصرانى يعقوبى نزيل بغداد و شاگرد متى بن يونس و ابو نصر فارابى بوده است . وى سر آمد منطقيين عصر خويش بود ( براى اطلاع بر هر دو ابن عدى رجوع شود به لغت نامهء دهخدا ، ذيل ابن عدى ) .
ابو بكر قفال شاشى محمد بن على بن اسماعيل ( 291 تا 365 ه . ق ) . وى در فقه و حديث و لغت و ادب از بزرگان و دانشمندان به شمار مىرفت . از ماوراء النهر بود و به خراسان و عراق و شام و حجاز سفر كرد و مذهب شافعى از او در شهرها منتشر گرديد و در شاش وفات يافت .
( لغت نامهء دهخدا ) .
معد بن منصور بن قائم فاطمى عبيدى ملقب به المعزلدين الله صاحب مصر و افريقيه ( 319 تا 365 ه . ق ) يكى از خلفاى فاطميهء مصر است . در مهديهء مغرب به دنيا آمد و به سال 341 پس از درگذشت پدرش به خلافت رسيد و سردار خود « جوهر » را با سپاهى گران براى سركوبى گردنكشان به بلاد مغرب فرستاد و او فاس و سجلماسه را بگشود و بلاد افريقيه بجز سبته مطيع وى شدند . هنگامى كه خبر مرگ كافور اخشيدى فرمانرواى مصر به او رسيد جوهر را به سوى مصر روانه ساخت و او مصر را به سال 358 فتح كرد و حدود شهر قاهره را بنا نهاد و آن را « قاهرهء معزيه » ناميد . معد به سال 361 بلكين بن زيرى صنهاجى را از جانب خود به حكومت افريقيه گماشت و خود از منصوريه خارج شد و به سال 362 وارد قاهره گرديد و قاهره از اين به بعد تا آخر فرمانروائى فاطميان مقر حكومت اين سلسله شد . وى مردى عاقل و دور انديش و دلير و اديب بود ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل معد بن منصور ) .
يوسف بن الحسن بن بهرام القرمطى الجنابى ( 280 تا 366 ه ) اهل هجرت ، مرجع قرامطه در روزگار خويش ، دلاور و سرسخت بود ( الاعلام ، ج 9 ، ص 298 ) .
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٠٤