تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
دير الجماجم ديرى است در بابل ( عراق ) واقع در هفت فرسخى كوفه . شهرت دير جماجم در تاريخ اسلام به سبب جنگى است كه در نزديكى آن در سال 82 هجرى ميان حجاج بن يوسف ( والى عبد الملك ) و عبد الرحمن بن محمد اشعث روى داده است . در اين جنگ عبد الرحمن مغلوب و حجاج فرمانرواى بلا معارض كوفه شد ( لغت نامهء دهخدا ) . عبد الرحمن بن يسار ( ابو عيسى ) از مشاهير تابعين است كه در سال 16 يا 17 متولد و در جنگ جمل ، علمدار لشكر حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بود . در سال وفات او اختلاف است ( 81 و 83 نوشته اند ) ( لغت نامهء دهخدا ) . عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بن قيس كندى امير و از سران شجعان عرب بود . او را حجاج با لشكرى به نبرد با بلاد رتبيل ( سجستان ) فرستاد . چون به آنجا رسيد با سركردگان لشكر اتفاق كرد تا حجاج را از سرزمين عراق خارج كنند ( به قول امروز بر عليه حجاج كودتا كرد ) اما سران لشكر پيمان خود را با وى نقض و ميان آنها نبردى در گرفت كه به پيروزى عبد الرحمن پايان يافت و سرانجام سجستان و كرمان و بصره و فارس را جز خراسان تصرف كرد اما سپس بصره را از دست داد و كوفه را متصرف شد و ميان او و حجاج نبردى در دير الجماجم درگرفت كه مدت 103 روز طول كشيد و سرانجام ابن اشعث از كوفه رانده شد و لشكريان او كه بالغ بر 60 هزار نفر بودند پى در پى شكست خوردند و از دور او پراكنده شدند . وى با عدهء كمى از ياران خود به رتبيل پناه برد و مدتى در آنجا بماند . در اين موقع نامه‌هائى از حجاج براى رتبيل مىرسيد كه ابن اشعث را به دو سپارد . تا آنكه سرانجام رتبيل او را به سال 85 به قتل رساند و سر او را براى حجاج فرستاد ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل عبد الرحمن ) . در حالى كه در دائرة المعارف مصاحب نوشته : « ابن اشعث در راه خود را هلاك كرد » . ايوب بن زيد بن قيس زرارهء هلالى ( م 84 ه ) از بلغاى روزگار و خطيب معروف زمان خود بود . حجاج را نطق و فصاحت وى خوش آمد و او را به عنوان رسالت نزد عبد الملك بن مروان فرستاد . چون ابن اشعث در سجستان از اطاعت سر كشيد حجاج ، ايوب را به رسولى نزد او فرستاد و ايوب به ابن اشعث پيوست . وى مردى شجاع بود و در واقعهء دير الجماجم حضور داشت و چون ابن اشعث منهزم شد حجاج ، ايوب را به اسيرى برد و دستور داد تا گردن او را زدند ولى حجاج چون او را كشته ديد گفت كاش رهايش نمىكردم و از كلام او بهره مىبردم ( لغت نامهء
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 223 | مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة ) / مير هاشم محدث