تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
برادرش وليد بن عبد الملك عفو گرديد . با مرگ حجاج به سال 96 به فرمانروائى عراق و به سال 98 به فرمانروائى خراسان منصوب شد و گرگان و طبرستان و دهستان و سرزمين‌هاى ديگرى را به تصرف در آورد و با 25 هزار هزار درهم پول نقد از خراسان بسوى شام به حضور سليمان بن عبد الملك رهسپار شد و در طى نامه‌اى حركت خود را بر او نوشت ولى در راه كه بود سليمان درگذشت و عمر بن عبد العزيز به جاى او به خلافت نشست و نامهء يزيد به دست او افتاد . عمر او را به سبب پولى كه به ستم از مردم گرفته بود كيفر داد و به زندان افكند ولى چون در سال 101 خبر درگذشت عمر بن عبد العزيز و نشستن يزيد بن عبد الملك را به جاى او شنيد با سابقهء خصومتى كه با وى داشت از زندان فرار كرد و به بصره رفت و عدى بن ارطاة والى عراق را عزل و حبس كرد و با اعلام عزل يزيد بن عبد الملك مردم را به بيعت دعوت نمود . يزيد بن عبد الملك برادرش مسلمه را با سپاهى گران براى سركوبى وى فرستاد . جنگ سختى ميان آنان درگرفت و سرانجام مسلمه پيروز شد و يزيد به سال 102 به دست مسلمه افتاد و مسلمه او را كشت و سر او را براى برادر به شام فرستاد ( لغت نامهء دهخدا ) . ربعى بن حراش بن جحش العبسى ( م 101 ه . ق ) تابعى مشهور اهل كوفه بود . نابينا بود و در حديث ، ثقه . گفته مىشود كه هرگز دروغ نگفت . دو پسر داشت كه بر حجاج بن يوسف شوريدند و پنهان شدند . حجاج او را فراخواند و گفت : اى ربعى ! پسرانت چه كردند ؟ ربعى گفت : هر دو خانه‌اند و خدا پشتيبان است ! حجاج گفت : براى راستگويى تو آنها را بخشيديم . ( الاعلام . ج 3 ، ص 37 ) . ذو الرمه در سال 117 درگذشته است . به هر حال چون در اين كتاب ذيل وقايع سال 117 اشاره‌اى به او نشده براى اطلاع خوانندگان شرح حال وى را مىآوريم : ذو الرمه غيلان بن عقبة بن نهيس بن مسعود از مشاهير و فحول شعراى عرب است كه در تشبيه و استعاره دستى توانا داشته . در سال 117 قمرى در 40 سالگى در اصفهان وفات يافته است ( ريحانة الادب ، ذيل ذو الرمه ) . عمير القطامى نيز در حدود سال 130 ه . ق درگذشته است . وى شاعر و نصارا بود و اسلام آورد ( معجم المؤلفين ، ج 8 ، ص 13 ) . زياد بن سليمان الاعجم از موالى بنى عبد القيس بود . شعرش داراى استحكام و فصاحت بود .