در همين منزل رخصت فرمودند و بمرزا سليمان فرمان صادر شد كه لشكر و اويماق بدخشان را جمع ساخته مستعد باشند - چون حضرت نزديك تاليقان رسند ايشان نيز آمده باردو ملحق شوند - و حضرت بدولت منزل به منزل از راه كوتل پنچهر گذشته در اندر آب نزول فرمودند - و نواب مرزا هندال و لشكر قندوز بپابوس سرافراز گشتند - و به چند منزل ديگر اردوى ظفر قرين در نواحى تاليقان فرود « 1 » آمدند - و روز ديگر مرزا هندال و حاجى محمد كوكى را و جمعى ديگر از امرا و يكّه جوانان را به هراول ساخته متوجه قلعهء تاليقان شدند - چون صبح هراول از آب تاليقان گذشته اردو نيز نادانسته از دنبال هراولان گذشت - و حضرت به نماز بامداد فرود آمده بودند - مرزا كامران و قرجه خان و جماعهء كه از كابل فرار نموده در كشم بودند و همين سحر به حلق ناق كه جلكهايست در لب آب تاليقان رسيدند - و مرزا عبد اللّه مغل كه حاكم تاليقان بود با لشكريان بمرزا ملحق شده - و مرزا هندال و حاجى محمد سلطان روبرو شده - مرزا هندال و حاجى محمد سلطان را برداشته از بالاى حلق ناق بلب آب فرود آوردند - و اردوى حضرت را مردم مرزا كامران دستانداز نموده هركس فراخور حال خود الجه كرده متوجه تاليقان شدند - و حضرت با مردمى كه درين طرف آب به نماز مشغول بودند آن صحبت را مشاهده مىنمودند - بعد از ان
هامش
( 1 ) از اكبرنامه جلد اول صفحه 276 معلوم مىشود كه اين واقعه در اواسط جمادى الاخرى نهصد و پنجاه و پنج واقع شد *