و محمد قاسم موجى و عليقلى و بهادر پسران حيدر سلطان شيبانى و قاسم حسين خان شيبانى برادر حيدر سلطان و حيدر قاسم و محمد قاسم كوه بر و قنبر بيگ ايشك آغاى كاشغرى و بعضى از خوانين و سلاطين و غيره و از يكّه جوانان هركس در كابل بود با اسباب سپاهگرى مكمّل و مسلّح جمع شده از عقب مخالفان متوجه شدند - و در قرةباغ « 1 » هراول لشكر حضرت بقرجه و جمعى ديگر چنداول بسى خود شده بودند ؟ رسيدند كس نتوانستند نمود ؟ بتعجيل تمام روان شدند - نماز شام در سر جوى مورى بقرجه خان اندك دست بردى نمودند - چون جوى مورى متصل به پل قوربندست كه از آنجا گذشته اگر خواهند بكوتل سارو اولنگ و يا كوتل پنجهر روند چون شب شده بود و مخالفان كه از پل
هامش
( 1 ) عبارت كتاب اينجا صاف در فهم اين كمترين نيامد لهذا از اكبرنامه صفحه 272 و از ترجمهء انگليسئ كتاب هذا مصنفه ارسكن نقل كرده شد - و نزديك به نيم روز ( كه ساعت مسعود درآمد ) حضرت جهانبانى خود بدولت و اقبال سوار سمند نصرت شدند - جمعى از يكّه جوانان پيش رفته در حوالىء قراباغ بچنداول آن خودسران گريزپاى رسيده دستبردى نمايان نمودند - و آخرهاى روز در سر جوى مورى بقراچه خان دست و گريبان شدند - درين هنگام شب در ميان جان اين تاريكدلان درآمد - در پناه ظلمت شب گريخته پريشان شدند - و از پل غوربند گذشته پل را ويران كردند - و جمعى ( كه تعاقب اين فرقهء بخت برگشته كرده بودند ) مراجعت نموده در قراباغ بشرف آستانبوس استسعاد يافتند *Arskin , fol . 16 , line 5 , translates " At Qara - bagh the Har w l of the Emperor overtook Qarachah`s Chandawal , but Were unable to seize any of them as they hastened their speed . At night - progress , they had a slight skirmish with him neer Jui Muri . As Jui Muri is near the bridge over the Qur - bend after passing which they take the Pass of Saru Auleng or that of Penjehr , the enemy on passing the bridge broke it down , which complled Humayun`s Har w l to return and they met H . m . in Qara - bagh .