شهزادهاى و محلها بسير كشمير تشريف بردند - و سه چهار ماه تماشاى زعفرانزار و گل و رياحين صحراى كشمير و آبهاى روان را ديده - و درين اثنا نواب مرزا خان ولد نواب مرحومى بيرم خان كه بخطاب خانخانان سرافراز شده يعقوب ولد يوسف خان گناه طلبيده بپابوس رساند - از آنجا متوجه بسير كابل شدند - و چند ماه ديگر بدولت و اقبال در كابل در باغ شهر آرا تشريف داشتند - و باز ارادهء تخت حضرت دهلى فرمود متوجه شدند *
در اوائل سنه 998 ( نهصدونودوهشت ) از كابل برآمده منزل به منزل بلاهور تشريف آوردند - و آئين بندئ نوروز هم در لاهور واقع شد - و بايزيد بيات برآمدن حضرت را از كابل اين تاريخ گفته و محمد قاسم مستوفى مشهدى بسته - * قطعه *
به حمد اللّه كه از گلزارِ كابل * بفيروزى شهِ بحر و بر آمد
ز شادى عالمى خوشدل كه ناگاه * جلال الدين محمد اكبر آمد
شهنشاهى كه ذات عالئ او * ميانِ پادشاهان مظهر آمد
ز پيرِ عقل چون تاريخ جستم * بگفتا مهر از مغرب برآمد
و در سنه 992 ( نهصدونودودو ) در سفر كشمير مير فتح اللّه و حكيم ابو الفتح و محب على خان قوشچى حاكم قلعهء رهتاس از دار الفنا بدار البقا رحلت فرمودند - و قبر حكيم ابو الفتح در بابا حسن ابدال در نواحىء ولايت پهر حاله واقع است - و بايزيد بيات