تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
خدمتگارى فراخور احوال هريك كه به آن بندر رسيده‌اند كرده‌اند - اميد كه حق سبحانه و تعالى جميع بندهاى خود را در امر خير توفيق رفيق گرداند بمنّه و كمال كرمه * ديگر در آواخر سنه 992 ( نه‌صدونودودو ) كه بايزيد بيات در كمال بىبضاعتى از سورت متوجه دار الخلافت فتح‌پور شده بپابوس بندگان حضرت سرافراز گشت - حكيم ابو الفتح ببايزيد گفت كه چون در وقت رفتن مكّهء معظّمه مبالغه بسيار نموده رخصت گرفته بودى - درين مرتبه كه آمدهء هرچه بندگان حضرت فرمايند زنهار در صدد جواب نشوى و قبول كنى - بعد از سه چهار روز بندگان حضرت فرمودند كه بايزيد در چه خيالى - تو هم ميخواهى كه ميل دارى ملكى شوى - بايزيد عرض كرد كه هرچه رضاى بندگان حضرت - بعد از دو سه روز اسپ بوز از اسپان خاصه عنايت كردند - و بعد از دو سه روز ديگر پرگنهء اول را كه از پرگناب خوب فتحپور بود و متصل بقصبهء فتحپور تسليم فرمودند - باز در همان شب مير فتح اللّه ببايزيد گفتند كه بندگان حضرت پرگنهء سنام را به تو و فرزندان بچهارده و نيم لكه عنايت فرمودند - بايزيد ميخواست كه در سدد جواب شود - سعادت يار و افتخار فرزندان مشار اليه استغاثه بسيار نمودند كه دو سال است كه داغ كرده‌ايم - و ديوانيان عظام جاگير تن نكرده‌اند - و در پرگنهء سنام مايان را به تو شريك