نموده در ملازمت حضرت آيد - و كنور مانسنگه در منارهء كجو بوده بمهمات يوسف زئى مشغول شود - و در همان چند روز چندى از كلانتران يوسف زئى و رعايا آمده كنور مانسنگه را ديدند - و ديهاى خود را آبادان ساخته مال گذارى قبول نمودند - و راجه تودرمل و لشكرى كه تعين شده بود مراجعت نموده در ماركوه كه يكى از كوههاى ولايت پهرحاله است به اردو ظفر قرين ملحق شدند - و يوسفزئى آن سال به كنور مانسنگه مالگذارى كردند - و سال ديگر اسمعيل قلى خان را جاگيردار آن صوبه كردند - در همان قلعه كه راجه راست كرده بود متوطّن شد - و كنور مانسنگه را بقلعهء رهتاس كه به پرگنهء مشهور است و بهار و حاجىپور جاگير كردند - و بندگان حضرت مراجعت نموده در بلدهء لاهور نزول فرمودند - و چون يكسال ديگر اسمعيل قلى خان در ان قلعه بوده ضبط و ربط نموده مال تحصيل كرد - سال ديگر بنواب صادق خان جاگير كردند - و اسمعيل قلى خان ( را ) بروج و بروده و آن صوبه جاگير نمودند - و در حينى كه كنور مانسنگه را از كابل طلبيده يوسف زئى جاگير نموده تعين كردند - نواب زين خان كوكه را بجاى مشار اليه بكابل تعين فرمودند - و مشار اليه چون چند وقت حكومت كابل را كرده حكم شد كه لشكر كابل و جاگيرداران جلالآباد و پشور همه در ملازمت خان مذكور بسواد و بجور درآمده چند قلعه كه صلاح دولت ديده راست كردند - و اكثرى كلانتران
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٦٨