و رعاياى سواد و بجور خان مذكور را ديده مالگذارى كردند - و در نوروز سنه 998 ( نهصدونودوهشت ) شهباز خان را به آن صوبه تعين فرموده خان مذكور را بملازمت طلبيدند - و راجه بهگوانداس را چون از قلعهء اتك بكشمير تعين فرموده بودند مشار اليه رفته فتح نموده يوسف خان زميندار كشمير كه حاكم هم شده بود گرفته آورده در اتك بپابوس رسانيد - و يوسف خان مذكور را در بنگاله جاگير عنايت كردند - و كشمير به محمد قاسم خان خواهرزادهء پهلوان دوست ميربر عنايت فرمودند - و چندى از خوانين و احديان و غيره را در ان صوبه جاگير كردند - و چون محمد قاسم خان و اين جماعت بكشمير رسيدند يعقوب ولد يوسف خان مذكور چون خوردسال بود از روى بىعقلى بعضى زمينداران را به خود همراه ساخته در صدد جنگ و جدل شد - چنان كه سيد عبد اللّه خان چوگان باجل خود فوت كرده - و مرزا عليخان و چند ديگر از مردم اعيان كه درين چند مرتبه زمينداران كشمير در جاهاى مضبوط خود جنگ كردند بشهادت رسيدند - و از جانبين بسيار كسى كشته شد - آخر الامر كشمير بمحمد قاسم خان قرار يافت - و يكسال مشار اليه جاگيردار آن صوبه بود - و سال ديگر خود عرضه داشت كرد كه مرا ارزوى ملازمت است - مشار اليه را طلب داشته نواب مرزا يوسف خان مشهدى را بكشمير تعين فرمودند - و در سنه 997 ( نهصدونودوهفت ) بندگان حضرت معه
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٦٩