كردهاند - بنابر خاطر فرزندان پرگنهء سنام را قبول كرد - و همون شب صد نفر برآوردئ بايزيد و صد نفر داغئ فرزندان را بچهارده و نيم لكه تنكه تنخواه شد - و هيژده هزار تنكهء فرزندان در ديوان باقى ماند كه تا اين تاريخ سنه 999 ( نهصدونودونه ) كه اتمام اين مختصر است آن هژدههزار تنكه را تن نيافتهاند - و تفاوت داغ صد نفر برآوردى بايزيد هم تا غايت تن ندادهاند - و در سنه 993 ( نهصدونودوسه ) بداروغگئ كانات ممالك محروسه و داروغگئ دار الضرب هم در فتحپور هم سرافراز شده بوده - و در آواخر همين سال بداروغگئ دفترخانه عالى نيز سرافراز فرمودند - و پنج سال آنخدمت را بتقديم رسانيد - يك دام از هيچ محل متصرّف نشد - و در سنه 994 ( نهصدونودوچهار ) بمنصب دو صدى سرافراز گشته - دو پستى از تابينان مرحومى فرزند سعادتيار داخل شد - و سه پستى ديگر را تابينان جديد بداغ رسانيد - و مبلغ يك لكه تنكه كسرى در محل داغ بانها مساعدت داده - و تا اين تاريخ آن شصت نفرهم از ديوان چيزى نيافتهاند - و در سنه 995 ( نهصد ونودوپنج ) بمنصب بكاول بيگى و ايشك آغائى دربار حرم نيز سرافراز گشت - و او را نيز بنوعى كه لوازم آن بود بجا آورد - و در همين سال باد جهوله بيك جانب مشار اليه اثر يافته - چنانك دست چپ تا غايت كمقوت و بيكار است - و در سنه 996 ( نهصد
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٧٣