تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
متوجه شد - و خان خانان با جميع خوانين و لشكر بجانب تانده مراجعت نمودند * چون نزديك تانده رسيدند خبر آمد كه با بوى منگلى و جميع سردارن افغانان كه براجه اديسه پناه برده بودند مجنون خان و قاقشقالان از آب گذشته بتانده كه خواجه معين را مانده بودند بخواجه ملحق شدند - خانخانان باوجود لشكر اتك كشيده و زخمها خورده بتانده در نيامدند - از آب گذشته متوجه افغانان شدند - افغانان خبر يافته باز بجانب راجهء كونچ فرار نمودند - چون هردو فتح رو نمود بتانده درآمدند - طالبى سلطان كه جاگيردار غازىپور بود مع جاگيرداران رخصت كردند - جنيد افغان هم در بهار سر برداشته بود - محسن خان كه حاكم پتنه بود علاج آن نمىتوانست كرد - تنكر قلى سلطان را در سركار بهار جاگيردار كرده بر سر جنيد فرستادند - و تانده را ويران كرده - چون از افغانان كه بجانب كوره‌گات جمعيت نموده بودند دغدغه بود از آب گذشته بنگاله را بسپاهيان قسمت كردند كه قلعهء كوره مرمت نموده بدستور سابق آبادان سازند - چون ويرانىء تانده لايق نبود و آبادانى بنگاله مبارك نيامد تشويش در ميان لشكر پديد آمد - و خاصيت آن ملك اينست كه در هرقرنى يك وبائى پيدا مىشود - و آن سال كيف متفق و با شده بود - در اندك زمانى از خوانين حضرت و ملازمان نواب خانخانان جمع كثيرى برحمت حق پيوستند - و تنكر قلى هم