در لب آب پنپن كه در برابر جنيد نشسته بود بيمار شده برحمت حق پيوست - و اشرف خان و خواجه معين و حاجى محمد خان سيستانى و ملا طاهر آخوند بهادر خان و خواجه غياث بيگ ديوان خانخانان و هاشم خان و محسن خان قرابتان نواب شهاب الدين خان و احمد خان و غلام سايره و حافظ محمود و جمعى ديگر از ملازمان خان خانان از سپاهى و نويسنده و نديم مجلس از عالم رفتند - و اين و با در اسپان هم تاثير كرد - و در اندك زمانى اسپان خوب خانخانان بسيار تلف شد - و بنگاله آبادان نشده بتانده آمدند - كه به بهار به جهت رفع و دفع جنيد روند - خان خانان را هم به قدر تشويش شد - و در اندك روز به تشويش ازهال « 1 » از عالم رفتند در شب دوشنبه هژدهم رجب سنه 982 ( نهصد وهشتادودو ) - و همون شب گجراتى مظفر را كه بايزيد از چنار بموجب حكم به بنگاله فرستاده بوده رسيده بود - و فرصت ملاقات نشد - و پيش از فوت خان خانان مير فريدون كه هميشه نديم مجلس ايشان بود از عالم رفت - و طالبى كه بغازىپور بجاگير خود مىرفت در پتنه بمظفر خان پيش آمده - جماعتى از افغانان جمعيت نموده بودند - و جوند و سسرام در ان وقت بجاگير مشار اليه بود - قصد مخالفان كه در سركار حاجىپور بهم رسيده بودند كرد - طالبى را هم به خود ملحق
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « ازهال » مرقوم است شايد لفظ « اسهال » باشد بمعنى جارى شدن شكم *