فرموده ديوان ساختند - هر دو را ببايزيد فرستادند كه سبب مهر كردن كارخانها و زولانه كردن تحويلداران چيست - بايزيد گفت كه بعضى از اسباب توشه خانه در بنگاله كه خانخانان طلبيدهاند پيدا نشده - تحويلداران گفتند كه در چنار مانده است - و تفصيل آن اسباب را خانخانان به من فرستادند كه تحقيق كن كه در چنار ماندن اين اسباب را تحويلداران راست گفتهاند يا دروغ است - و ديروز بيگه شده بود بتقريب اين در كارخانها را مهر كرده - و تحويلداران را زولانه - اگر اسباب اينجا هم پيدا نشود تحويلداران از توهّم به محل ديگر بروند « 1 » - جواب را ببريد و زود بيائيد كه بشما كار دارم - و دو پاس بود كه اين دو عورت كه در بالا ذكر شده آمدهاند - و بايزيد خلوت ساخته بايشان گفت كه تقريب در كارخانها مهر ( كردن ) و تحويلداران را زولانه انداختن اينست كه نواب مرحومى از دار الفناء بدار البقاء رحلت فرمودهاند ميخواهد كه اين خبر ناخوش را يكدو روز پنهان داشته - بعضى از چودهريان سركش را بقلعه آورده زر باقى را تحصيل كند - شما هم به بيگه اين خبر بگوئيد كه فكر تعزيت كنند - چون اسباب تعزيت مهيا شود آن زمان من آنجا من آمده خواهم شنواند - نماز ديگر اين دو ضعيفه آواز گريه « 2 » و جزع و فزع مخفى كردهاند و پيغام آوردند كه ما تعزيت چه نوع داريم كه هيچ نداريم - بگذار كه در توشهخانه را وا كنيم - و از نقد و جنس آنچه
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « نروند » *
( 2 ) در اصل نسخه « ضعيفه باز و گريه » *