دروبست در وجه جلدوئ خانخانان عنايت كردند - و حكم فرمودند كه اگر از ان طرف گرهى جاگير خواهند - سى و پنج كرور - و اگر ازين طرف گرهى كه حاجىپور و پتنه و بهار باشد خواهند - سى كرور - و جميع خوانين و سلاطين و ملازمان با خان بابا تسليم كنند - و هركرا خطاب خانى و سلطانى و علم خواهند - بدهند - به اين حكمها فرامين بمهريزك مزيّن شد - و خواجه مشار اليه را سر و پا داده رخصت فرمودند - و مظفر گجراتى را بخواجه مشار اليه سپردند كه در چنار به بايزيد سپرده به بنگاله برود - خواجه مذكور بچنار رسيده - چون سركار چنار را دروبست معه علم و خطاب خانى ببايزيد از بنگاله خانخانان فرستاده بودند - و بخواجه مذكور نوشته بودند كه فرمان چنار را ببايزيد بدهد - و از بنگاله به او حصه خواهم فرستاد - مشار اليه حسب الحكم مظفر گجراتى را به بايزيد مذكور مع فرمان سركار چنار سپرده متوجه بنگاله شد - بايزيد عرضه داشت كرد كه بودن مظفر گجراتى در قلعهء چنار لايق نيست - از گرد اتك نوشته بودند - در همين چند روز بتانده كه مىآئيم او را خواهم طلبيد - در كشتى انداخته چند كس اعتمادى همراه نموده فرستى *
داؤد و جهان خان از جاگيردار اديسه و جميع افغانان كه از هر جانب بداؤد جمع شده بودند و اين طرف آب دهرپور گذشته متوجه جنگ خان خانان شدند - و هردو لشكر در برابر يكديگر فرود آمده دو سه روز ساختگئ جنگ نموده - گوجر كه سابقا در پتنه از جانب بايزيد شقدار بود
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٤٢