خواهم داد - و خود بدولت و اقبال مراجعت نموده بجونپور نزول اجلال ارزانى فرمودند - و حكم شد كه هركس را كه خانخانان از ملازمان درگاه خواهند نگاه دارند - و هركرا خواهند در بنگاله جاگير كنند - و هركرا خواهند بعد از فتح نوشته بدهند كه بدرگاه آيد *
شكستگئ پاى بايزيد چون بقدرى درستى يافته بود در جونپور بندگان حضرت را پابوس نموده - فتوحه نام فيلى كه از سركار سكندر خان اوزبك بدوهزار روپيه خريده بود پيشكش نموده التماس فرمان راه مكّهء معظّمه كرده بمدعا سرافراز شد - بعد از ان بحرم خان خانان حكم شد كه بچنار روند - حرم خان مذكور بايزيد را تكليف ملازمت نموده كه سالها درين سلسله بودهء و نمك خوردهء تو اينجا باشى ما تنها بچنار رويم - اين چون باشد - بايزيد شكستگئ پا و بىاستعدادى نتوانست عذر نمود - بساهئ خان خانان را سركرده بچنار برد - خان خانان چون بمنگير رسيدند خبر رسيد كه بايزيد رخصت مكّه يافته متوجه آن مكان شريف است - از آنجا به بايزيد چيزى نوشته بودند كه چند روز توقّف كند كه ما نيز نذر مكّه و مدينه دارم - در بندر ساتگام خدا نصيب كند كشتى مستعد ساخته او را خواهم فرستاد - و خود متوجه گرهى شدند - چون بكهل گام رسيدند خبر يافتند كه گرهى را افغانان مضبوط ساختهاند - مقرر شد كه به راه چهار كهند متوجه تانده شوند - اين خبر چون افغانان شنيدند گرهى را گذاشته بجانب تانده فرار نمودند - خان خانان باز برگشته از راه گرهى
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٤٠