تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
بشهادت رسيد - و جنگ و قبل پتنه به دو ماه كشيد - بعد از ان خان خانان به بندگان حضرت عرضه داشت كردند كه فتح پتنه نزديك رسيده - چون فتح تمام هندوستان بنام نامئ ايشان شده - ميخواهد كه فتح پتنه هم بنام حضرت شود - جريده در كشتى نشسته متوجه شوند - كه به مجرد رسيدن فتح ميسّر است انشاء اللّه - بندگان حضرت اردو را بنواب مرزا يوسف خان و نواب مظفر خان و خوانين ديگر سپرده خود با محرمان و نزديكان در آگره بكشتى درآمده متوجه پتنه شدند - در اندك زمانى در درون سراپردهء خانخانان كه در گرد قلعه پتنه بود نزول فرمودند - و خوانين كه در لشكر كومك بودند همه بپابوس مشرّف شدند - و آن شب نواب خان عالم و جمعى ديگر بر سر حاجىپور رفتند و فتح شد - و در زمانيكه بندگان حضرت بسراپردهء نواب خان خانان نزول فرمودند بعد شمال خان و مقبول خان و دحيله كسى ديگر را ياراى آن نشد كه بسراپردهء خانخانان درآيد - و خوانين كومك همه بر در سراپرده جمع شدند - و هيچ يك را ياراى آن نبود كه بىرخصت خان خانان حضرت را پابوس نمايند - آخر خان خانان دانستند كه خوانين به جهت پابوس حضرت آمده‌اند - لشكر خان را طلبيده گفتند كه خوانين را پيش روز كه نوشته‌ام همون طور به ترتيب بيار كه حضرت را پابوس نمايند - و بعد از ساعتى چند از بيرون سراپرده آواز دادخواهئ چند ظاهر شد - حضرت شمال خان را فرمودند كه خبر بيار كه اين دادخواهان