تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و بايزيد را به جهت منزل به آن طرف آب سون بهمراهئ لشكر خان فرستادند - و آن طرف آب شيخ نظام سور و جمعى از افغانان آمده قلعه راست كرده نشسته بودند - چون افغانان نواره و لشكر خانخانان را ديدند - همان شب قلعه گذاشته به پتنه رفتند - على الصباح كه اردو كوچ كرد لشكر خان آمده بعرض رسانيد كه نوارها از منزل قرار داد پائين‌تر رفته - خانخانان به بايزيد گفتند كه همراه لشكر خان رفته در برابر نواره منزل بگيريد - بايزيد مذكور نزديك بگذر رسيده بود كه از اسپ افتاد - پاى چپ بايزيد از بند برآمده استخوان هم شكست - چون اردو فرود آمد اعتماد خان خواجه‌سرا كه در ان اوقات از امراى مقرّب حضرت بود از شكسته بستن وقوف تمام داشت - پاى بايزيد را بست - و در اثناى پاى بستن لشكر خان را فرستاده بودند - و بعد از ان‌كه لشكر خان بايزيد را ديده رفته بعرض رسانيد - چنان صلاح ديدند كه چون چادر در ميان اردو جاى پر تعفن « 1 » است اگر حكم شود از اردو نيم كروه دور تر بالاى آب فرود آيد - و نماز ديگرى بود كه لشكر خان پروانه رسانيد - و نماز شام همون روز كوچ كرده بالاى آب فرود آمد * روز ديگر عرضه داشت تنكر قلى كه بكومك لودى رفته بود آمد - مضمون آنكه گوجر از پيش داؤد آمده بلودى عهد و شرط كرده دلاساى مشار اليه شد - و مايان ( را ) رخصت كرده و خود به پتنه پيش داؤد
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « تفعن » بتقديم فاء بر عين مرقوم است *