رسيده بودند كه راجه تودرمل نوارهء بسيار سركرده خود را بخان خانان رساند - لودى چون اين خبر را در قلعهء رهتاس شنيد فرود آمده با مردم خود و كومك خان خانان متوجه پتنه شد - و انكه نام مقامى است كه از پتنه چهل كروه باشد - و در دامنهء رهتاس واقع شده شكستگيها و جاى محكميست آنجا آمده خود را استحكام داد - داؤد رسولان فرستاده بمشار اليه عهد و شرط نمود كه تو بى جهت دغدغه نموده و ترا ترساندهاند - تو بجاى سليمانى - ناموس افغانان به گردن تست - چادر افغانان را بدست مغل مده - ناموس افغانان را نگاه دار - چون از مشار اليه چند مرتبه بدعهدى واقع شده بود و بخت او برگشته بود بسخن داؤد بازى خورده تنكر قلى و كومك خانخانان را رخصت كرده خود متوجه پتنه شد - محلى كه او به پتنه رسيد خانخانان و نواره و كومك حضرت به آب سون رسيده بودند - لودى مذكور همان زمان كه رسيده داؤد او را بكنگش افغانان ديگر گرفته بقتل رسانيد - همان شب خبر بلب آب سون رسيد - پيش روز آن ميان نوارهاى حضرت و نوارهء افغانان در قبلش آب سون كه بگنگ و سروار بالاتر از حاجىپور واقع شده جنگ شد - يك كشتى جنگى داؤد بدست افتاد - شاه بردى - كه توپخانه بعهدهء او بود و از نوكران خان خانان عليقلى - و ميرك قورچى و غيره جنگ و ترددهاى خوب كردند - و كشتى كه بدست افتاد بنگالى بسيار درو بودند - كشتى را معه چند بنگالئى خوب بآگره بملازمت حضرت فرستادند - و چندى ديگر را براى سياست گردن زدند *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٣٥