رساند - همان ( زمان ) مرزاى مذكور را بخاكدان دهر فرستادند - جميع لشكر گجرات از حبش و غيره در يكنفس علف شمشير لشكريان شدند - و كسانى كه پناه بدرگاه فلك اشتباه آوردند در ظلّ حمايت مانده بجاگير و عنايتهاى پادشاهانه سرافراز گشتند - و احمدآباد بعزيز كوكه و پتن را بمير محمد خان و بهروج و بروده و سلطانپور و ندربار و آن صوبه را بقطب الدين محمد خان و فرزندان مشار اليه عنايت نمودند و سلسلهء اتكها را به تمام در صوبهء گجرات جاگيردار نموده خود بدولت بفتحپور تشريف آوردند - و بمضمون فتحنامهء احمدآباد - خانخانان در چنار سرافراز شدند *
و در همين سال به همه كس كومك فرستادند و همه در غازىپور جمع شدند - خبر رسيد كه داؤد هم از بنگاله برآمده به پتنه آمده - لودى را ازو هراسى بخاطر رسيد - لودى مذكور خود را در قلعهء رهتاس رساند - و آز انجا بخانخانان عرض داشت كرده كومك طلبيد كه من غلام حضرتم و دولتخواه - و داؤد بى جهت بر سر من آمده - به من كومك فرستيد كه از قلعه برآمده بر سر داؤد به پتنه روم - خان خانان بتنكر قلى داماد - بايزيد را بهزار جوان چيده كار آمدنى بكومك لودى فرستادند - و خود از چوچكپور كوچ كرده متوجه پتنه شدند - و به حضرت عرضداشت كردند كه متوجه بنگاله شدم - نواره و كومك ديگر امداد فرمايند - چون بنرمهتانى كه قبلش آب سروار و گنگ و جون است
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٣٤