تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
نماز پيشين بود كه خان خانان - بايزيد را طلبيدند و عرضه داشت لودى را خواندند - بايزيد بعرض رسانيد كه بعنايت الهى و بدولت حضرت ريسمان در گردن لودى بسته بشما سپرده‌ايم - خواه بگذارند خواه بجانب خود كشند - چنان كه اين معنى را وكيلان لودى قبول كردند - آخر الامر به جهت صلاح مسلمانان جانبين صلح نمودند - و آن شب بنوعى باران شد كه اكثر چادرها و اسباب و اسپان ايشان در لاى و گل سياه‌آب ماند - بعد از صلح تا سه روز لشكر جانبين از اسپ وجيبه و كجيم كه در كار داشتند به يكديگر خريد و فروخت كردند - بعد از ان بكشتيها درآمده از آب گذشته متوجه حاجىپور و پتنه شدند - و خوانين بجانب جونپور و جاگيرهاى خود رفتند - آن صلح ميان خان خانان و افغانان در سنه 978 ( نه صد و هفتاد و هشت ) واقع شد *

[ فتح قلعه سورت در سنه 978 هجرى بوده ]

در همين سال به بندگان حضرت فتح قلعهء سورت « 1 » بود - و خواجگى ابدال و جمعى ديگر را كه مرزا محمد حسين بد روزگار در قلعهء سورت مانده بودند بدست آمدند - و قلعهء سورت بنواب شجاعت خان عنايت فرمودند - قبول ننمود - بلكه التماسات دور از معامله در برابر نمود - و غائبانهء نواب خانخانان هم سخنان بد در مادهء خانخانان مذكور در مجلس بندگان حضرت ازو ظاهر شد - به جهت حرمت خان خانان و تنبيه - شجاعت خان مذكور را بنواب قاسم على خان همراه كرده پيش خان خانان فرستادند -
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « صورت » بصاد مهمله نوشته *