تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
نزديك بقلعهء افغانان بود رفته پيمايش كرده بخوانين و لشكريان دستك « 1 » كرده - هر يك شب بر سر مرچل خود حاضر شدند - و آن شب و آن روز تا آخر روز سيم برج و باره و كنگره بدستور قلعهء شهرها نمايان شد - و افغانان را هراس بسيار در خاطر پيدا شد - و سپاهيان در مرچلهاى خود هريك بدولت حضرت خواب بفراغت ميكردند - چون بشكال نزديك بود يك شب چكر شد - و پلى « 2 » كه افغانان بر درياى گنگ بسته بودند شكست - و راجه گجپتى در ان شب بكشتيهاى ايشان دست‌بردى نمود - و يك كشتئ توپخانه مع اسباب توپ‌خانه بدست آورد - چون كاه و غله و غيره افغانان از ان طرف آب بود از ان رهگذر مايوس گشتند - و اين طرف آب محل برآمدن نبود - افغانان مضطرب الحال شده پيش لودى رفتند - و گفتند علاجى كن كه ازين ورطه خلاص شويم - باز آن شيطان افغانان شيخ بهلول و شيخ عبد الرحيم بهارى وكيل خود را فرستاده عرضه داشت بخانخانان كرد كه اين مرتبه هم قلم عفو بر تقصيرات من كشند - و آب سون حدّ ولايت ما و شما باشد - و بوكيلان گفت كه بايزيد هم درين مجلس صلح باشد كه او مرديست كه در مزاج خانخانان راه دارد صلح را برهم خواهد زد -
هامش
( 1 ) دستك كردن بمعنى طلب كردن كسى و دفتر دستك بمعنى كاغذ مهرى كه بامر حاكم نويسند چنان كه در هندوستان معروف است - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 68 * ( 2 ) در اصل نسخه « پولى » *