ازو پرسيدند كه نچوك بلدى - يعنى چهطور شد - او بتركى جواب گفت كه اولغ دولت ابز بارش يعنى دولت كلان داشتيد - اگر خوانين كوچ مىكردند - چون بافغانان نزديك بودند آن مرد را افغانان نمىگذاشتند - كه بما ملحق شوند - و اگر فرود مىآمدند شما را بفرود آمدن سياه آب كى مىگذاشتند - پس به دو متوجه شده فرمود كه اين طرف آب منزلى پيدا كن كه اردوى من فرود آيد - بايزيد پيش روان شد - اين طرف سياه آب منزلى سپاهيانه خوب يافته اردو را فرود آورد - يك روز آنجا مقام كرده - روز ديگر بايزيد را طلبيده فرمودند كه آمدن ما اينجا چه نوع شد - و عذر اعتراضات « 1 » گذشته كردند - بايزيد بعرض رسانيد كه اينجا نشستن لايق نيست - و بخوانين ملحق شدن مناسب نه - چون سردار لشكر آيد پيش مىبايد رفت - و خوانين هم كوچ كرده غول و التمش و هراول و برانغار و جرنغار ترتيب داده فرود آيند - اگر افغانان جنگ كنند فبها و الا اينك اينجا مىنشينم روبرو نشستن لايق است - و اين كيفيت را به خوانين پيش نوشتند - آنها چون چوكى بسيار داشته و هوا گرم بوده است و درآمد برشكال « 2 » نزديك و آدم خراب شده بود اين معنى را بهترين شقوق دانسته متفق اللفظ نوشتند كه لايق دولت آنست كه شما پيش آيند - و مايان را هرجا كه فرمايد فرود آئيم *
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « احترازات » *
( 2 ) در اصل نسخه « بشكال » *