و نواب خانان و لشكر عقب نيز مسلّح « 1 » شده خود را بخوانين در لب آب سياه ملحق شوند - اگر افغانان زير كرده بيايند جنگ كنند و الّا همه يك جا فرود آيند - و خفتن بود كه سوار شدند - خوانين بدائرههاى خود رفتند - و خان خانان بغازىپور آمدند - بايزيد از كندلان آمده كورنش كرد - فرمودند كه كنگش به اين نوع قرار يافته - بايزيد عرض كرد كه چون صلاح دولت درين است مبارك خواهد بود - چون اكثر مهم ببايزيد تعلق داشت فرمودند كه بتواچيان بفرمائى كه به تمام سپاهيان حكم رسانند كه اسپان را كجيم « 2 » انداخته خودها جيبه پوش نماز بامداد از اردو بيرون آيند - و اردو هم از دنبال كوچ كرده بيايد - صباح بدستورى كه فرموده بودند لشكر جيبه پوش از دنبال خان خانان روان شدند - و اردو متعاقب *
چون نزديك پل طالبى رسيدند خواجه شاه منصور رسيده كورنش كرد - گفتند كه چه كار كرديد - و خوانين كو - عرض كرد كه نه سپاهى فرستادند كه به اردوى افغانان تير گذارند - و نه كوچ كردند - خان خانان برآشفت - و بايزيد پيش مىرفت طلب داشته فرمودند كه اين مردكان هيچ كدامى را نكردند - عرض كرد كه لايق دولت واقع شده - و از آشفتگى كه داشتند ديگر ببايزيد متوجه نشدند - ابراهيم خان شيبانى در جرنغار ايشان مىرفت - بتركى
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « مصلح » *
( 2 ) در اصل نسخه « كيجم » *