لنگى بسته غسل مىكردند - و جماعهء در گرد ايشان بانبه خوردن مشغول بودند - هاشم خان بعضى سخنان بىمزه كه از لودى شنيده بود يا از خود راست كرده بود يا به جهت آنكه صلح بمدعاى افغانان شود بخان عرض كرد - و خان مذكور برآشفتند - و نزديكان خود را كه در ميان آب بودند طلبيدند و فرمودند كه چه بايد كرد - بايزيد بعرض رسانيد كه تركش لودى هم بر بالاى تركش داؤد - بدولت حضرت اين چه خواهد بود - و ما تا بكى اينجا خواهم نشست - و زبونىء جماعت افغانان كه در رنگ بنجارها فرود آمدهاند خواهم كشيد - و چه محل حضرت سورت را فتح كرده بما كومك خواهند فرستاد - دولت و اقبال ايشان همراه ماست - بعنايت الهى هرمحل بر سر افغان متوجه مىشويد انشاء اللّه فتح از جانب شما است - اين سخن بنواب خان خانان پسنديده افتاد - همان زمان از آب برآمده سر و پا پوشيدند - و بخوانين پيش خط نوشتند و كس فرستادند كه مردم چوكئ هرروزه را بر سر قلعهء افغانان تعين كنند - و همه سرداران هم بجانب غازىپور بيايند كه ما هم خواهم آمد - و به يكديگر كنگش كرده كه كدام روز بافغانان جنگ خواهم كرد - و از متعاقب نوشته و جلودار خود هم متوجه شدند *
نماز ديگر بود كه خوانين همه آمده آن طرف پول طالبى ملاقات كردند - و بكنگش شروع نمودند - و در كنگش ابراهيم خان شيبانى و محمد قلى خان برلاس و مجنون خان قاشقال و قيا خان گنگ و لعل خان
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٢٤