از منزل مذكور كه فردا نواب به شهر خواهد آمد رخصت طلبيده متوجه ملازمت فرزند مومى اليه گردد - و صباح آن روز فرزند اعزّ ارشد ارجمند برخوردار سعادتيار را بسرعت تمام باستقبال آن صاحب دولت و جلال از منزل بيرون آورد - و سروپاى مكمّل كه در نوروز « 1 » پارسال جهت آن فرزند ارسال داشته بود پوشانيده و يكى از سفيدريشان اويماق تكلو كه پسنديده و معتمد آن ايالتپناه باشد در دار السلطنهء مذكور گذاشته فرزند مذكور را سوار كند - در وقت توجه بدار السلطنهء مذكور ايالتپناه قرا « 2 » سلطان را در خدمت نواب دارد - و چادر و شتر و اسپ را گذارد كه چون فردا نواب كامياب سوار شوند اردو نيز كوچ كنند - و ايالت پناه و مشار اليه نواب را هادى باشد - و چون فرزند مذكور از شهر بيرون آيد قدغن نمايد كه جميع لشكريان بسان مقرّر شده متوجه استقبال « 3 » شوند - و چون بنزديك آن پادشاه عظمت دستگاه رسند چنانچه ميدان ميانهء ايشان يك تير « 4 » پرتاب باشد آن آيالتپناه پيش رفته
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « سروپاى مكمل كه در مورباء و ارسال جهت آن فرزند ارسال داشته بود درو پوشانيده و يكى از سفيدريشان » مرقوم است از اكبرنامه جلد اول صفحه 210 اصلاح كرده شد *
( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 210 « قزّاق سلطان » مرقوم گشته *
( 3 ) در اصل نسخه « اقبال » *
( 4 ) در اصل نسخه « يك سر پرتاب » *