التماس نمايد كه آن گوهر معدن سلطنت و اقبال از اسپ زير نيايد - اگر قبول كنند فبها - در ساعت باز گردد - و فرزند « 1 » مذكور را از اسپ پياده ساخته بتعجيل روانهء خدمت ساخته فرزند مذكور ران و ركاب آن پادشاه را ببوسد - و قواعد خدمت و عزت آنچه ممكن باشد بظهور « 2 » آورد - و الّا كه نواب كامياب قبول نفرمايند و پياده بشوند « 3 » اول فرزند مذكور را از اسپ به زير آورد و به خدمت آنحضرت برد كه دست آن عاليجناب را بوسيده بعد از سوار شدن آن حضرت سوار شود - و بدستور متوجه اردوى خود و منزل مقرّر شوند - و آن ايالتپناه خود نزديك نزديك فرزند « 4 » مذكور در خدمت نور موفور السرور ديوان دولت و عزت توجه نمايد كه اگر آن پادشاه - خلايق و ممالك پناه - سخن و حكايتى از فرزند مذكور استفسار نمايند و آن فرزند بواسطهء صغرسن جوابى آنچنانكه بايد نتواند داد يا بىوقوف باشد آن ايالتپناه جواب لايق و موافق عرضه نمايد - و در منزل مذكور آن فرزند پادشاه عالمپناه را مهمانى نمايد به اين دستور كه چون چاشتگاه نزول
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « فرزند مذكور آن و ركاب » *
( 2 ) در اكبرنامه صفحه 210 « بظهور آورند و اگر نواب كامياب » *
( 3 ) در اصل نسخه « پياده نشوند » *
( 4 ) در اكبرنامه « نزديك نزديك فرزند مذكور در خدمت بادشاه باشد - كه ( اگر پادشاه سخنى و حكايتى از فرزند ارشد استفسار نمايند و آن فرزند بواسطهء حجاب جواب آن چنان كه بايد نتواند داد ) آن ايالتپناه جواب لايق عرض نمايد » *