را پرى رفته زود گذراند - روز ديگر بايزيد بموجب فرموده عمل نموده و خود در كنار آب بود كه خان خانان بلب آب را پرى آمده فرمودند كه اردو را هم گذران - و چنداول هم باش كه مردم اردو به تمام رسانى - و به اين حكم نيز عمل نموده نماز شام شب عيد قربان بود كه آن طرف آب قلعهء گوركپور ملازمت نمود - فرمودند كه همين زمان از آب گذشته اهتمام نما كه مردم كه گرد قلعهاند مرچلهاى خود را خوب استحكام داده - مبادا كه پسر سليمان از قلعه برآمده فرار نمايد كه صباح باتفاق نواب محمد قلى خان از آب گذشته بمحاصرهء قلعه متوجه خواهم شد - بايزيد تا كشتى يافتن و از آب گذشتن پسر سليمان دليرى نموده نماز خفتن از دروازهء قلعه برآمده متوجه تختمل كه مرچل شاه بيگ و خوانزاده محمد بيگ كه پسران سلطان اويس بيگ كولابىء قبچاق بودند بدر رفته بافغانان درآمد *
و صباح عيد خانخانان مع نواب محمد قلى خان برلاس بتأسف تمام در قلعهء گوركپور درآمدند - و جان محمد خان بهسودى و تنكر قلى سلطان بملازمت سرافراز شده بعنايات ممتاز شدند - و به پسران كوچك على خان كه از مرچل ايشان بدر رفته بود احتراز و اهانت تمام رساندند - بايزيد بجنگلى كه خانهء راجه آنجا بود رفته راجا را دلاسا نموده اسپ و سر و پا داده و گوركپور باز بپاينده محمد خان سگكش داده - بجونپور مراجعت نمودند - بايزيد چون اين نوع صحبتها درآمدن و رفتن
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣١٧