تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
بافغانان گذارند كه جمع هردو سركار آنچه باشد از خزينه جواب گويم - و سال ديگر كه افغانان كه اينجا چاكر دارند اگر خدمتى در بنگاله كنند آنجا چاكر خواهند يافت - خانخانان را ازين معنى خوش آمده قبول نمودند - گورك‌پور را به او دادند - و قرار يافت كه بسئ او بيايد - و حاجىپور را به تنگر قلى سپرد - و در همين چند روز وكيل لودى شيخ بهلول نام شيطان آمده و عرضه داشت آن شيطان كلان را كه لودى باشد آورد كه بنده و پرورده و از خاك برداشتهء شمائيم - و هاشم خان نيشاپورى قرابت شهابخان كه از اول تا آخر باعث فتنه و فساد و نفاق در ميان مغل و افغان مشار اليه بود و ديهاهم از افغانان بجاگير و ماهيانهء خود در حاجىپور گرفته بود - و از نقد و جنس هر ساله مبلغ به او مىفرستادند - و محض از براى اينكه در پيش خان خانان بوده و جاسوسى ميكرده باشد - و يوسف نام غلام ترك خود را در ميان افغانان فرستاده بود كه باز يافت ماهيانهء او مىكرده باشد اين مهم را برهم زدند - حاجىپور و پتنه را بلودى دادند - و گوجر بالضرورت رفته لودى را ديد - چون هردو كررانى بودند بيك ديگر خصوصيت كردند - و رفع كدورات گذشته نمودند - و تنكر قلى سلطان كه در حاجىپور بود اسباب او را گرفتند - و مشار اليه جريده از آب كنگ گذشته خود را بملازمت خان خانان رسانيد * و درين اثنا يوسف محمد پسر سليمان اوزبك كه خانخانان همراه اسكندر خان بدرگاه برده بودند و بندگان حضرت به جهت بعضى ملاحظها