حضرت بادشاه بطريق دربست در وجه جلدوئ خانخانان مقرر فرمودند - و او را هم ببايزيد تكليف فرمودند كه بجاگير خود متصرّف شود - و مهم دريخانه هم به دو مفوّض باشد - قبول ننمود *
چون خبر فوت سليمان افغان از بنگاله رسيد بايزيد ولد او را افغانان بجاى سليمان بكلانترى برداشتند - چون لودى كررانى وكيل سليمان هميشه در لب آب سون مىبود و ميانهء او و بايزيد هميشه نزاع و كلفت بود - هانسو نام پسر عماد كه برادر سليمان باشد او را بازى داد كه اگر تو بايزيد را بكشى افغانان ترا بجاى بايزيد برميدارند - چون خورد سال و بيعقل و افغان بود اين معنى را قبول ( كرد ) - نيمروز بود كه با جمعى در خلوتخانهء بايزيد رفته او را بقتل رسانيد - و داؤد نام برادر خورد بايزيد خبر يافت جمعيت نموده بر سر هانسو آمد - و او تاب مقاومت نياورد - بخانهء كاسو و محمود نوحانى پنهان شده بود - آنها حمايت نتوانستند كرد - هانسو را هم به خون بايزيد بقصاص رسانيدند - و داؤد را افغانان بكلانى برداشتند - و مقصود لودى هم حاصل شد - بعد از ان لودى خاطر جمع كرده متوجه حاجىپور و بهار و پتنه شد - و كوجر نام وكيل بايزيد كه در جاگير او مقرر بود بلودى نزاع داشت - دانست كه لودى بيايد نزاع زياده خواهد شد - عرضداشت بخانخانان كرد - و خانخانان از چنار متوجه حاجىپور و بهار شد - بايزيد چون مير مال بود اين طرف آب سون بجاگير داران خانخانان قسمت نموده -
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣١٣