در را برآوردهاند كه در ان خانه بمرد - و نوكران او بهر جانب متفرق شدند - و به من هم امروز فردا اين عمل خواهند كرد - و بدگمان شدهاند كه اينها مغلاند - در ولايت بنگاله كه باشند در اندك زمانى بطريق زمينداران بر همه چيز ولايت مطّلع خواهند شد - و آخر به بادشاه خود التجا خواهند آورد - شما گناه مرا از حضرت طلبند - بهر نوع كه باشد از ميان افغانان برآمده بملازمت مىرسيم - و همين كتابت اسكندر خان را معه عرضه داشت بجنس بدرگاه فرستاده گناه او را التماس كردند - و فرمان عالىشان صادر شده كه شما را پدر گفتهايم از مغل و افغان هر كس گناهى كرده باشد و شما التماس كنيد خواهم بخشيد - چون اين فرمان بجونپور رسيد همان زمان نقل گرفته معه جواب كتابت به اسكندر خان فرستادند - بعد از چند روز اسكندر خان و يوسف محمد ولد سليمان اوزبك و حاجى اغلن و جمعى از ملازمان خان مذكور كه درين مدت همراه او بودند بجونپور آمدند - و خان خانان استقبال نمودند - و در محل نيك فرود آوردند - و از مهمانى و اسباب لايق بخان و يوسف محمد مذكور فرستادند - و چند مرتبه بقلعهء جونپور به منزل طلبيده مهمانيها كردند - و يك روز محسن خان داروغهء جونپور التماس مهمانىء اسكندر خان و خانخانان به خود نمود - التماس مشار اليه را قبول نموده روز ديگر در خانهء مشار اليه مهمان شدند - حافظ محمود نيشاپورى كه سابقا پيش على قلى خان مىبود و درين وقت ملازم
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٠٥