و مرزا مفلس درين مجلس در ميان هردو ملّايان گنجانده و شاگردان خوب ملّايان روم هم درين مجلس بودند - و چون مرزا مفلس را تنها يافته بودند بسخنهاى پردقّت و مسئلهاى مشكل آزمودند - چنان كه مخدوم از مشار اليه مسئلهء سوال كرده بود - او را جواب ناگفته از طرف ديگر شيخ عبد النبى صدر در سدد پرسيدن مسئله شد - ديگر مرزا مفلس در جواب شيخ عبد النبى گفته كه اى غلام خورد تا آنقدر تحمّل كن كه غلام كلان از من چيزى پرسيده است - او را بيان كنم - بعد از ان جواب تو گويم - و اين سخنان مرزا مفلس در هند و مكّهء معظّمه شهرت كرد - چنان كه خانخانان اين سخنان را بسركار جونپور آوردند - و مرزا مفلس بعد از چند روز به حضرت عرض كرد كه من مفلس نام دارم - اما بدولت حضرت زياده از زاد و راحله از نقد و جنس بهم رسيده در ايام دولت شما به آن سعادت مشرّف شوم - حضرت از زر و تحفهائى كه مشار اليه را در مكّه به كار آيد زياده از وسع به او مرحمت فرمودند - هم امسال بطواف حرمين مشرّف شد - و بايزيد بيات كه در سنه 988 ( نهصدوهشتادوهشت ) بطواف حرمين رسيده بود مشار اليه را در مكّهء معظّمه ملازمت نمود - و در ان اوقات در مدرسهء كه بنام نامئ حضرت كه در محل سوق الليل كه متّصل بمسجدى كه حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه و سلّم آنجا تولد كردهاند ساكن بود - و در سنه 989 ( نه صد و هشتاد و نه ) بجوار رحمت حق
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٣٠٨