تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
را شنوند « 1 » از شما چه حساب خواهند گرفت - مزاج خانخانان را بمشار اليه منحرف ساخته - چون بملازمت رسيد همين دو روز بهانهء ساختند كه چرا بميعاد نيآمدى - و آن جماعه تحفه و هدايا از وكيلان سليمان گرفته خان خانان را بجد ساخته بودند كه به پتنه ببرند - و بايزيد مانع مىآمد - بخان خانان چيزها دانانيده بايزيد را مقيد ساخته به پير على ايشك آغا سپردند - و خود بهزار جوان چيده و از سرداران ابراهيم خان و محب على خان رهتاسى و لعل خان بدخشى را همراه گرفته به پتنه رفتند - و سليمان شرطى كه مىباشد كردند - و خطبه بنام نامىء بندگان حضرت خوانده باردوى ظفرقرين حضرت ملحق شدند - و رفتن و آمدن خان مذكور تا بيست‌ونه روز كشيده - و بايزيد درين مدت در بند بود - بعد از آمدن كس ببايزيد فرستادند و عذرخواهى و ملايمت بسيار بدستور سابق نمودند - و ابراهيم خان و محب على خان را بجاگيرها رخصت كرده خود بطريق شكار بجانب مؤ و محمدآباد متوجّه شدند - و بايزيد و لعل خان بدخشى را همراه بردند - و لعل خان بدخشى را از پرگنهء مؤ رخصت درياباد كه جاگير مشار اليه بود كردند - و تا جونپور آنچه توانستند عذرخواهى و خاطرجوئى بايزيد كردند - چون درين مدت كه ملازم ايشان بود بسخن مردم عمل نكردند - او را چنين نرنجانيده بوده - خواستند كه بالكليه از خاطر
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « شنودند » *